صد سال اول
سلام
از دلواپسیهام خسته شدم,ازدل نگرانیهایم کلافه شدم,از بس
دلشوره کشیدم بی تاب شدم.
راستش به تازگی فهمیدم از دست خودمم خسته و کلافه و
بی تاب شدم!
باید بیشتر از همیشه برای خودم هم وقت بگذارم,وگرنه
معلوم نیست چه بر سرم خواهد آمد!؟
میدونید از خدا پنهان نیست پس از شما هم پنهان نمیکنم
به تازگی کشف جدید و جالبی کردم.تازه بعد از 32سال
عمری که از خدا گرفتم,متوجه شدم به تمام روزهایی که
از عمرم گذشته بابت تمام بی توجهی هام نسبت به خودم
بدجور مقروضم!!!!!!!!!!!!!!
یه دوست بسیارعزیزی دارم که هر وقت باهاش هم کلام
میشم کلی از مصاحبتش حالم خوب میشه, هروقت باهم از
سختیها و مشکلاتمون حرف میزنیم میگه نگران نباش
تمام سختیش 100سال اول زندگیه!و من کلی ذوق میکنم
که شکر خدا 32سالش گذشت,68سال باقی موندشم که
دیگه رقمی قابل توجهی نیست.

+
راحله امینیان ; ۱٢:٢٤ ق.ظ ; ۸ اسفند ۱۳۸٩
نظرات ()